" صفر مطلق "
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/12 | ساعت: 5:52
گاهی خودم مینویسم.گاهی شعرها یا متنهایی که دوست داشته باشم رو میگذارم.نظرات رو میخونم ولی تایید نمیشن.****************************دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است...و هیچچیز، نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه نارنج میشود خاموش،نه این صداقت حرفی،که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست،نه، هیچچیز مرا از هجوم خ...
" دلتنگی "
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/12 | ساعت: 5:52
بعضی وقتا دلم تنگ میشه. واسه اون وقتایی که تا نصفهشب زل میزدم به صفحهی تلویزیون که مثل امواج دریا در رفتوآمد بود. بین اون همه موج بازم پیداش میکردم و جای اینکه مسیر توپ رو دنبال کنم٬ اونو دنبال میکردم؛ تا وقتی که خیالم راحت میشد دیگه توی کادر نیست! اون وقت یکم هم توپ رو دنبال میکردم! توپ که گل میشد ...
" صفر مطلق "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/29 | ساعت: 11:23
کمالگرایی مطلق یه ویژگی مزخرفه. فقط باعث میشه هیچوقت از هیچچیز و هیچ شرایطی لذت نبری. چون این دنیا خیلی خیلی ناقصه. هیچوقت هیچی تو این دنیا 100٪ خوب و درست و عالی نمیشه. همیشه یه جای کار میلنگه. و این کمالگرا بودن تو همچین دنیای ناقصی٬ فقط آزار دهنده است. اینکه اگه میخواد بشه هشتاد اصلاً نشه. یا صد ...
" دلتنگی "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/29 | ساعت: 11:23
بعضی وقتا دلم تنگ میشه. واسه اون وقتایی که تا نصفهشب زل میزدم به صفحهی تلویزیون که مثل امواج دریا در رفتوآمد بود. بین اون همه موج بازم پیداش میکردم و جای اینکه مسیر توپ رو دنبال کنم٬ اونو دنبال میکردم؛ تا وقتی که خیالم راحت میشد دیگه توی کادر نیست! اون وقت یکم هم توپ رو دنبال میکردم! توپ که گل میشد ...
" من و موهام "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/20 | ساعت: 0:29
امشب که موهامو تو آینه دیدم٬ فهمیدم چقدر بلند شدن. نه همون اندازهای که قبل از کوتاه شدن بود٬ ولی باز هم بلند شدن. تو آینه که نگاه میکنم احساس میکنم چقدر دلم اون روزا رو میخواد. دوباره با خودم فکر میکنم که خب الان دوباره کوتاهشون کن٬ ولی باز فکر میکنم که اونوقت دو سال طول میکشه تا باز بلند بشه. اون ر...
" فصل پنجم "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/9 | ساعت: 13:56
من منتظرم. از همین حالا...
" صدای قدم‌های پاییز "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/9 | ساعت: 13:56
بازم یه پاییز... دوباره بارون...
" جنگ‌جو "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/9 | ساعت: 13:56
اگه موقع مرگ ازم بپرسن حسرتت چیه؟ میگم اینکه لحظه لحظهی زندگیمو از اول تا آخر نجنگیدم.
" :) "
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/9 | ساعت: 13:56
" پروژه‌های مشترک "
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/28 | ساعت: 11:06
آنهایی که خندوانهای بودند و هستند٬ حتماً آن روزی که دکتر مهدی دوایی مهمان خندوانه بود را به یاد دارند. دکتر دوایی در بخشی از صحبتهایشان گفتند که اگر یک خانواده در یک ماه٬ زیر نوزده پروژهی مشترک داشته باشد٬ در معرض آسیب است. حالا کاری ندارم
" چرا خودتو نمی‌کشی؟ "
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/28 | ساعت: 11:06
وقتی دکتر دوایی ازش میپرسه چرا خودتو نمیکشی؟ زندگی میکنی که چی؟ چه برنامههایی داری؟ و رامبد میگه: "آآآآ... مثلاً اینکه دوست دارم خندوانه باز بسازم، دوست دارم فیلم بسازم، دوست دارم بچهدار بشم، دوست دارم بچهامو بزرگ کنم، دوست دارم باهاش حال کنم، دوست دارم... خیلی کارا دلم میخواد بکنم." عاشقِ اون برقِ ...
" جامانده‌ایم حوصله‌ی شرح قصه نیست "
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/28 | ساعت: 11:06
امسال اربعین یه جور دیگه بود... + حرم حضرت عبد العظیم حسنی (ع)
" شهید مدافع حرم "
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/11 | ساعت: 22:14
" عالم دیوانگی "
◷
تاریخ انتشار: 1396/8/11 | ساعت: 22:14
آدمها بین برنامهریزیهاشون باید یه وقتی هم بذارن برای دیوونهشدن. برای فراموش کردن هرچی که هست و نیست. برای پرواز کردن بین ابرها؛ برای پارو زدن توی اقیانوس؛ برای فوت کردن قاصدکها؛ برای راه رفتن روی چمنها. آدمها بین برنامهریزیهاشون٬ باید
" (: خواهری :) "
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/21 | ساعت: 14:10
از دانشگاه که برمیگشته٬ اینو برام خریده. آورده میگه موهات بلند شد ببند با این! :)) + گیتارهایی که خرید هم جایگزین گردنبند و جاسویچیام شدن. :)
" عالم دیوانگی "
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/21 | ساعت: 14:10
آدمها بین برنامهریزیهاشون باید یه وقتی هم بذارن برای دیوونهشدن. برای فراموش کردن هرچی که هست و نیست. برای پرواز کردن بین ابرها؛ برای پارو زدن توی اقیانوس؛ برای فوت کردن قاصدکها؛ برای راه رفتن روی چمنها. آدمها بین برنامهریزیهاشون٬ باید یه زمانی رو هم بذارن برای دیوونهبازی. باید اصلاً یه روزایی بیخیال...
" جنگجو "
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/9 | ساعت: 22:02
گاهی خودم مینویسم.گاهی شعرها یا متنهایی که دوست داشته باشم رو میگذارم.نظرات رو میخونم ولی تایید نمیشن.****************************دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است...و هیچچیز، نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه نارنج میشود خاموش،نه این صداقت حرفی،که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست،نه، هیچچیز مرا از هجوم خ...
" شهید مدافع حرم "
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/9 | ساعت: 22:02
گاهی خودم مینویسم.گاهی شعرها یا متنهایی که دوست داشته باشم رو میگذارم.نظرات رو میخونم ولی تایید نمیشن.****************************دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است...و هیچچیز، نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه نارنج میشود خاموش،نه این صداقت حرفی،که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست،نه، هیچچیز مرا از هجوم خ...
" Obliviate "
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/31 | ساعت: 21:38
گاهی خودم مینویسم.گاهی شعرها یا متنهایی که دوست داشته باشم رو میگذارم.نظرات رو میخونم ولی تایید نمیشن.****************************دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است...و هیچچیز، نه این دقایق خوشبو،که روی شاخه نارنج میشود خاموش،نه این صداقت حرفی،که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست،نه، هیچچیز مرا از هجوم خ...
" تابستان خود را چگونه گذراندید؟ "
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/31 | ساعت: 21:38
تابستون عجیبی بود. مثل همیشه گرم. مثل همیشه سوزان. ولی اینبار طولانی نبود. اتفاقهایی افتاد که دستبهدست هم دادن که روزها رو سریعتر جلو ببرن و منو زودتر به پاییزم برسونن. اتفاقهایی مثل یه سری کارِ موقت. اتفاقهایی مثل سفرهای پشت سر هم... مرداد بود که رفتیم مشهد. روز زیارت مخصوص امام رضا هم اونجا بودیم....